تبليغاتX
تلاش
تلاش

آقاي خامنه‌اي آشنا به مباني فقهي‌اند و چون خورشيد روشني مي‌دهند

خبرگزاري فارس: حضرت امام خميني مي فرمودند: (در بين) رئيس‏جمهورها و سلاطين و امثال اين‏ها، (نمى‏توانيد) يك نفر را مثل آقاى خامنه‏اى پيدا بكنيد...(او) يك نعمتى (است كه) خدا به ما داده (است).


به گزارش خبرگزاري فارس، به مناسبت سالگرد انتخاب حضرت آيت‏الله العظمى خامنه‏اى به رهبرى نظام جمهورى اسلامى ايران توسط مجلس خبرگان‏، برخي جملات و تعابير بنيانگذار انقلاب اسلامي نسبت به ايشان تقديم مخاطبين عزيز مي‌شود.

حضرت امام خمينى(ره):
آقاى خامنه‏اى، نعمتى است كه خدا به ما داده و در بين متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، چون خورشيد، روشنى مى‏دهند

آواى دعوت او در جهان طنين‏انداز است‏

من آقاى خامنه‏اى را بزرگ كردم.(1) (او كسى است) كه آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين‏انداز است؛(2) متعهد و مبارز در خط مستقيم اسلام و عالم به دين سياست.(3)

چون خورشيد روشنى مى‏دهند
اين‏جانب كه از سال‏هاى قبل از انقلاب با (ايشان) ارتباط نزديك داشته‏ام و همان ارتباط بحمدالله تعالى تاكنون باقى است، (ايشان) را يكى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مى‏دانم و شما را چون برادرى كه آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن هستيد و از مبانى فقهى مربوط به ولايت مطلقه فقيه جدا جانبدارى مى‏كنيد، مى‏دانم و در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، از جمله افراد نادرى (هستند) كه چون خورشيد روشنى (مى‏دهند).(4)

نعمتى است كه خدا به ما داده است‏
شما اگر گمان بكنيد كه در تمام دنيا، (در بين) رئيس‏جمهورها و سلاطين و امثال اين‏ها، (مى‏توانيد) يك نفر را مثل آقاى خامنه‏اى پيدا بكنيد كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بناى قلبى‏اش بر اين باشد كه به اين ملت خدمت كند، پيدا نمى‏كنيد. من ايشان را سال‏هاى طولانى مى‏شناسم و در آن زمانى كه اول نهضت بود، ايشان وارد بود و به اطراف براى رساندن پيام‏ها تشريف مى‏بردند و بعد از اين هم كه اين انقلاب به اوج خودش رسيد، ايشان همه جا حاضر واقعه بود تا آخر و حالا هم هست. (او) يك نعمتى (است كه) خدا به ما داده (است).(5)

در پناه خود حفظ فرمايد
ما در پيشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقيةالله ارواحنا فداه افتخار مى‏كنيم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه كه شب‏ها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مى‏برند. من به شما خامنه‏اى عزيز تبريك مى‏گويم كه در جبهه‏هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به اين ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم(6) (و) ان شاء الله تعالى خداوند، امثال جناب عالى را كه جز خدمت به اسلام نظرى نداريد، در پناه خود حفظ فرمايد.(7)

1- صحيفه نور، ج 15، ص 139
2- صحيفه نور، ج 15، ص 41
3- صحيفه نور، ج 15، ص 179
4- صحيفه نور، ج 15، ص 173
5- صحيفه نور، ج 17، ص 170
6- صحيفه نور، ج 15، ص 41
7- صحيفه نور، ج 20، ص 171

نوشته شده توسط امير حسين در پنجشنبه دوم تیر 1390
لينك مطلب

گفت‌وگوي اختصاصي فارس با خادم امام خميني (ره):
گلايه‌هاي حاج عيسي از برخي نزديكان ديروز امام كه امروز در طريق ديگرند

خبرگزاري فارس: حاج عيسي گفت: اينكه كسي روزي با امام (ره) بوده معيار اينكه امروز در خط امام (ره) باشد، نيست، برخي افراد كه آن زمان دور امام بودند و حرف امام (ره) را مي‌شنيدند و ايشان كمكشان مي‌كرد، امروز به راه ديگري رفته‌اند.


به گزارش خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا»، پاييز 88 بود كه به جماران رفته بودم و آنجا براي نخستين بار حاج عيسي را ديدم؛ بي اغراق بعد دو سال برق چشمانش هنوز در ذهنم مانده است. خيلي وقت بود كه پيگيري مي‌كردم تا نشانه‌اي از حاج عيسي پيدا كنم و در كنارش بنشينم و او از امام برايم بگويد؛ بعد از آن همه وقت به آرزويم رسيدم.

در طول مسير غرق در تفكراتم بودم كه چگونه با يار امام خميني (ره) روبرو خواهم شد؛ بعد از 3 ساعت به منزل حاج عيسي رسيدم؛ من و حاج عيسي و همسرش در خانه‌اي باصفا بوديم و باصفاتر از آن، اين بود كه توانسته بودم در مقابل پيرمردي زانو بزنم كه سال‌ها در محضر خوب خوبان زانو زده بود؛ هنوز هم نور امام در چهره‌اش موج مي‌زد.

در ابتدا به حاج عيسي گفتم «آمدم تا از خاطرات امام برايم بگوييد»؛ اشك در چشم‌هايش حلقه زد و گفت «راستش وقتي امام خميني (ره) به رحمت خدا رفتند، حاج احمد آقا به من فرمود كه تا چهلم امام بيش‌تر زنده نخواهي ماند و همين‌طور هم شد، من روز چهلم امام خميني (ره) به شدت بيمار شدم و به كما رفتم؛ اما خدا خواست كه زنده بمانم و اين مسئوليت بزرگ (نقل خاطرات امام) را بر عهده بگيرم تا انشاءالله و به لطف خدا بتوانم با تعريف اين خاطرات، راه امام را به جوانان معرفي كنم».
حاج عيسي درباره سكونتش در قم مي‌گويد «ديگر نمي‌توانستم جماران را بدون امام تحمل كنم و از آنجا به قم آمدم».

حاج عيسي جعفري فرزند اسدالله، پيرمردي است كه مردم ايران او را به نام خادم امام خميني (ره) مي‌شناسند؛ وي در سال 1306 در روستايي نزديك قم به نام ابرجس به دنيا آمد. وي قبل از پيروزي انقلاب در قم دكان جگركي داشت.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي و اقامت حضرت امام (ره) در جماران، مرحوم حاج احمدآقا در جستجوي فردي مطمئن بود تا بتواند امور دفتر و منزل حضرت امام را به او بسپارد؛ تا اينكه از طريق خواهر حاج عيسي كه اقليم خانم نام داشت و مدت‌ها در نجف خدمتگزار بيت حضرت امام بود، حاج عيسي به اين خانواده معرفي شد. اين خادم امام با رها كردن منزل و كسب و كار به تهران ‌آمد و از سال 1360 جزو نخستين كساني ‌شد كه به خدمت صادقانه در دفتر حضرت امام ‌پرداخت.

حاج عيسي جعفري كه هنوز هم درد دوري از امام در چهره‌اش موج مي‌زند، درباره تحمل ايام بعد از رحلت امام خميني (ره) مي‌گويد: وقتي آقاي خامنه‌اي به عنوان رهبر انتخاب شدند، ما خيلي آرام شديم. خدا رحمت كند حاج احمد آقا و خود امام را كه خيلي به اين مسئله اهميت مي‌دادند. يادم هست روزي آقا به عنوان رئيس جمهور در سازمان ملل سخنراني كردند. بعد از صحبت‌هاي ايشان حاج احمد آقا در اتاق امام را باز كرد و آمد بيرون و گفت «حاج عيسي! امام تمام صحبت‌هاي آقاي خامنه‌اي را گوش داد و بعد گفت كه ايشان به درد رهبري مي‌خورد».

خادم امام خميني (ره) به شب رحلت امام اشاره كرده و يادآور مي‌شود: شبي كه امام از دنيا رفتند، به بيمارستان رفتيم؛ پزشكان، بالاي سر امام بودند و در حال تقلا براي اينكه كاري انجام دهند. حاج احمد آقا گفتند «اين تلاشي كه داريد مي‌كنيد فايده‌اي هم دارد؟» دكترها گفتند «خير، ديگر تلاش نتيجه‌اي ندارد» حاج احمد آقا گفتند «اگر فايده‌اي ندارد، پس ديگر اينقدر اذيتش نكنيد و رهايش كنيد تا راحت باشد» و دكترها امام را آزاد گذاشتند و چند لحظه بعد امام عروج كردند و به ملكوت اعلي رفتند.

همان موقع بود كه آقاي هاشمي گفتند «همين الان اعلام كنيم كه امام فوت كردند» اما حاج احمد آقا موافقت نكردند و گفتند «صبر كنيد تا زمانش فرا برسد» بعد از آن در همان بيمارستان آقاي خامنه‌اي را خواستند و هيئت امنا سريعاً جلسه‌اي را تشكيل دادند و در اتاق ديگري رفتند.

چند دقيقه بعد ديدم كه حضرت آقا از اتاق بيرون آمدند و از پذيرش مسئله‌اي طفره مي‌رفتند كه حاج احمد آقا دنبال ايشان آمدند و با اصرار فراوان از ايشان خواهش كردند؛ ايشان را مجدداً به اتاق بردند و همان جا بود كه حاج احمدآقا با تلاش فراوان حضرت آقاي خامنه‌اي را راضي كردند كه اين مسئله را بپذيرند و هيئت امنا نيز به ايشان رأي دادند.

حاج عيسي ادامه مي‌دهد: امام به راحتي امام نشد؛ ايشان به واسطه رابطه با خدا امام امت شده است. ايشان ساعت 2 نيمه شب بيدار مي‌شدند و نماز مي‌خواندند؛ بعد هم تا نزديك نماز صبح مشغول قرائت قرآن مي‌شدند؛ ايشان به قدري غرق در مناجات و گريه بودند كه بسيار عجيب بود؛ البته ما از پشت شيشه مي‌ديديم و آن موقع كسي در اتاق نبود.

خادم امام خميني (ره) با بيان خاطره‌اي از ديدار مردم با رهبر كبير انقلاب اسلامي و اشتياق ايشان براي ديدار مي‌گويد: امام بعد از ساعت 8 صبح و گرفتن گزارش و نامه‌ها، در حياط قدم مي‌زدند و اگر جمعيتي در حسينيه بود، ايشان به ملاقات آنها مي‌رفتند و گاهي حسينيه 2 بار مملو از جمعيت بود؛ يكبار جمعيتي از مشهد و تربت حيدريه آمده بودند و دو بار حسينيه پر شد. بار دوم كه امام از حسينيه بيرون مي‌آمدند، جمعيتي در سه راهي بيت ايستاده بودند و شعار مي‌دادند كه ما تا امام را نبينيم از جماران نمي‌رويم.

حضرت امام اتفاقاً صداي آنها را شنيدند و فرمودند «برو بگو اينها بيايند تو حياط تا من ببينمشان»؛ در سه راهي بيت، آقاي بابايي ايستاده بودند، به او گفتم «امام فرمودند كه اجازه بدهيد اينها داخل بيايند»، گفت «اينها كارت ندارند و نمي‌شود بييند»؛ گفتم «خب شما براي چه اينجا ايستاده‌اي» گفت «براي امام»؛ گفتم «خب خود امام گفته‌اند كه اجازه دهيد بيايند داخل حياط» بالاخره با اصرار، نگهبان را راضي كردم و آن جمعيت داخل حياط شده و با امام ديدار كردند. امام مردم را خيلي دوست داشتند.

وي ادامه مي‌دهد: يكبار بعد از ديدار مردم با امام خميني (ره)، گروهي از اين ديدار جا مانده بودند؛ آقاي انصاري زنگ زد و گفت «يك گروهي از راه دور با ميني‌بوس به ملاقات امام آمده‌اند، به امام بگو براي ديدار با مردم تشريف مي‌آورند؟» موضوع را به امام گفتم و ايشان فرمودند «قباي من را بياور» قباي ايشان را آوردم؛ جمعيت داخل حياط 150 نفري مي‌شد.

از حاج عيسي پرسيدم: «چرا امام دوست نداشتند فرزندان و نوه‌هايش و در يك كلمه اهل بيت‌شان مناسب سياسي بگيرند؟» كه نگاهي عميق به من كرد و چند لحظه‌اي سكوت. سرش را بالا گرفت و گفت «بهتر است در مورد اين موضوع صحبت نكنيم». دل پر خوني داشت از آنان كه دم از امام مي‌زنند و ادعا دارند و گفت «مطمئن باشيد خدا نخواهد گذاشت كه كسي از اسم امام سوء استفاده كند و مردم نيز به اين راحتي‌ها رضا نمي‌دهند؛ آنهايي كه در اين راه بيايند موفق نخواهند شد و فقط خودشان را خراب مي‌كنند و عقب مي‌اندازند و دوراني طول مي‌كشد كه بيايند سرجاي اولش و نخواهد شد».

حاج عيسي درباره ملاقات‌هاي امام خميني (ره) گفت: من معمولاً اجازه نداشتيم در ملاقات‌هاي ايشان با شخصيت‌ها حضور پيدا كنم به جز يك بار؛ آن هم وقتي «شوارد نادزه» وزير امور خارجه شوروي نماينده گورباچوف براي دادن جواب نامه پيش امام آمده بود و ما هم آنجا بوديم.

وقتي امام آمد، شواردنادزه نگاهش كه به امام افتاد رنگش سفيد شد و نطقش كور شد؛ شروع به خواندن از روي نوشته‌اي كه آورده بود، كرد. پس از آن امام فرمودند «اين‌ها جواب نامه من نيست كه تو مي‌گويي» و او دوباره همان صحبت‌هاي خود را ادامه داد و امام فرمود «لابد متوجه نشده كه من برايش چي نوشتم كه اينطور جواب مي‌دهد» ولي او همچنان ادامه مي‌داد و دفعه سوم امام بلند شد و گفت «ما مي‌گوييم ما نمي‌ميريم، ما زنده هستيم ما از اين عالم به عالم ديگري هجرت مي‌كنيم و آنجا بايد جواب اين چند روزه كه در اين دنيا هستيم را بدهيم و اين خيلي مهم است كه ما باور كنيم در اين عالم موقت هستيم».

خادم امام خميني (ره) در ادامه با اشاره به خاطراتي از كساني كه روزي دور امام بودند و الان در خط امام نيستند، بيان كرد: اينكه كسي روزي با امام (ره) بوده معيار اينكه امروز در خط امام (ره) باشد، نيست. ميرحسين موسوي در آن زمان نخست وزير بود كه وسط كار استعفا داد و آقا نيز به او اعتراض كرد و امام هم قبول نمي‌كرد و همه اينها فقط به خاطر آن بود كه شيرازه كشور حفظ شود. برخي كساني كه آن زمان دور امام بودند و حرف امام را مي‌شنيدند و امام كمكشان مي‌كرد، امروز به راه ديگري رفته‌اند.

وي ادامه مي‌د‌هد: من يك مسئله‌اي در مورد آقاي منتظري به شما بگويم. يك سال بود كه حاج احمد آقا هر هفته به قم مي‌رفت. ما خيال مي‌كرديم كه ايشان در حوزه علميه قم درس مي‌خواند ولي يك روز آمد و خودش را جلوي امام به زمين زد؛ امام (ره) فرمودند «چه شده است؟» و حاج احمد آقا گفت «ناراحتم، ديگر خسته شده‌ام و ديگر نمي‌توانم. دكتر گفته است 10 روز استراحت كن»، امام گفتند «خب برو استراحت كن. بلند شو و برو».

حاج عيسي بيان مي‌دارد: بعد از اين زنگ زد و گفت آقاي منتظري به آنجا آمدند. وقتي اينگونه افراد مي­آمدند خدمت امام ديگر ما نمي‌توانستيم داخل برويم. فقط من يك خواهر زاده داشتم كه در داخل خانه امام كار مي‌كرد. او برايمان تعريف كرد كه وقتي آقاي منتظري جلوي امام نشست، نامه‌اي را بيرون آورد و خدمت امام داد؛ امام تا نامه را نگاه كردند دو دستي بر سر خودشان زدند و گفتند «ما اين همه تقلا كرديم تا كشور را از چنگال آمريكا نجات دهيم، آن وقت شما مي‌خواهيد دوباره دو دستي كشور را تقديم آمريكا كنيد».

وي مي‌افزايد: آنهايي كه اين كارها را مي‌كنند بايد بدانند كه امروز امام از آنها ناراحت مي‌شود؛ اما ما انسان‌ها بايد به فكر عاقبت خويش باشيم، ما هيچ وقت فكر نمي‌كرديم عاقبت منتظري اين طور شود. حاج احمد آقا يك سال با مأموريت از طرف امام (ره)، قم مي‌رفت و منتظري را نصيحت مي‌كرد كه اينها كه دوره‌اش كرده‌اند، آدم‌هاي خوبي نيستند و بايد مواظب عاقبت خويش باشد ولي منتظري گوشش به اين نصيحت‌ها شنوا نبود.

خادم امام خميني (ره) اظهار مي‌دارد: در واقع امام خميني(ره) بسيار به اطراف خود دقيق بود و تمام دنيايي را كه امروز مي‌گذرد، امام بيست سال پيش، پيش بيني كرده بودند. در خاطر دارم كه يك روز امام و حاح احمد آقا با هم در حال قدم زدن بودند، حاج احمد ايستاد و گفت «شوروي ابرقدرته، آمريكا ابرقدرته، چين ابرقدرته.» امام ايستاد و محكم به سينه‌اش زد و گفت ما هم هستيم. حالا امروز همه اقرار كردند كه ما هم هستيم و از ما هم واهمه دارند و هر روز هم دارند برايمان يك توطئه و نقشه‌اي مي‌چينند. امام تعيين كرده است كه جمهوري اسلامي بايد باشد و با اين رهبري، انشالله اين انقلاب به قيام جهاني ملحق مي‌شود.

وي مي‌افزايد: يك روز آقاي ايوبي كه در دفتر امام هستند، تماس گرفتند و گفتند ما قند تبرك كرده و آب تبرك كرده مي‌خواهيم؛ سه تا استخاره هم نياز داريم و يك مريض هم داريم كه بگوييد امام برايش دعا كند. بنده خدمت امام رسيدم و يك پارچ آب بهش دادم، كمي قند را هم تبرك كرد و بعد گفتم سه تا استخاره هم هست، گرفتند و جواب دادند، بعد گفتم آقا يك مريض هم هست دعا كنيد برايش. دعا كرد و خودم خجالت كشيدم. گفتم «آقا!» فرمودند «بله»، گفتم «من خيلي مزاحم شما مي‌شوم من را ببخشيد». نگاهش هنوز در يادم هست، نگاهم كرد و گفت «من اصلاً شما را دوست دارم.» يعني امام اين قدر نسبت به ديگران محبت داشتند.

حاج عيسي در ادامه خاطراتش مي‌گويد: دستگاهي توي جيب امام بود و دكترها هميشه شب‌ها مي‌رفتند و آن را تنظيم مي‌ردند. يك و نيم بعد از نصف شب بود كه با دكترها رفتيم خدمت امام؛ هر چه در زديم امام در را باز نكردند. از اينكه امام در را باز نمي‌كردند، متعجب شدم و به ناچار مجبور شدم، در را باز كنم. داخل رفتم و ديدم امام نيستند، به دكترها خبر دادم گفتم امام نيستند، گفتند مگر مي‌شود، گفتم بيايد خودتان ببينيد. دكترها هم آمدند ديدند بله ايشان نيستند.

وي افزود: تمام خانه را گشتيم اما امام را پيدا نكرديم، ترسيديم حاج احمد آقا را خبر كنيم، سكته كنند، مي‌خواستيم فرمانده‌هان را خبر كنيم سر و صدا شود. در حياط خانه مي‌چرخيديم، بعد از نيم ساعت رفتيم ديديم امام سرجايش در تختش دراز كشيده است و هيچ وقت معلوم نشد، امام در آن مدت كجا رفته بود و چطور رفت و آمد كه هيچكس نفهميد و ايشان را نديد. البته اين خاطره را يك نفر از اهالي دفتر كه خيلي هم ادعا دارند كه ما اين چنين و آن چنان هستيم به نقل از خودش تعريف كرده است؛ در حالي كه آن شب اصلاً كسي آنجا نبود و بعدها نيز خبردار نشدند. من خودم چند وقت پيش در مجلسي اين خاطره را تعريف كردم و آنها از زبان من شنيدند و بعد به نام خودشان خاطره را ثبت كردند و در كتاب چاپ كرده و ادعا كردند كه ما آن شب آنجا بوديم و ديديم كه امام در اتاق نيست.

حاج عيسي اظهار داشت: ما يك عكاس در بيت داشتيم كه به «حاج رضا» معروف بود. من يك روز به او گفتم بيا از من و امام يك عكس بگير. گفت: آخر چطوري؟ گفتم: شما بيا با دوربينت پشت درخت بايست. امام كه از اتاق آمد بيرون تا برود ناهار، من مي‌روم كنار امام مي‌ايستم و شما از ما عكس بگير. وقتي امام بيرون آمد، ديدم حاج احمد آقا بغل امام ايستاده است و نقشه من نقش بر آب شد. گردن كج كردم كه حاجي جلو نيايد. همان موقع آقا رضا جلو آمد و حاج احمد، آقا رضا را ديد، گفت: «اِ، حاج رضا چه وقت خوبي اومدي، بيا يك عكس از من و حاج عيسي و امام بگير.»

نوشته شده توسط امير حسين در پنجشنبه دوم تیر 1390
لينك مطلب

مشروح/حجت‌الاسلام مصلحي در همايش شهداي ترور:

خبرگزاري فارس: وزير اطلاعات با بيان اينكه گروه انحرافي نبايد موجب غفلت ما از فتنه 88 شود، گفت: ديديم اصلاح‌طلبان آمريكايي كه در فتنه 88 فرار كرده بودند، امروز چگونه خود را نشان دادند و چگونه منافقين كنار آنها لانه كرده‌اند.


به گزارش حوزه دولت خبرگزاري فارس، حجت الاسلام و المسلمين مصلحي وزير اطلاعات كه در همايش شهداي ترور در حسينيه جماران سخن مي‌گفت اظهار داشت: امروز گروهك منافقين مثل سال هاي 58 و 59 اقدام نمي‌كند و نبايد انتظار داشته باشيم همانند آن سال‌ها شاهد انفجاراتي شويم كه در آن دكتر بهشتي و 72 تن از يارانش به شهادت رسيد.

* هشدار جدي به مسئوالان براي اقدامات مراقبتي

وي تاكيد كرد كه اين اقدامات ديگر صورت نمي گيرد زيرا آنها متناسب با شرايط امروز اقدام و از نيروها براي اهداف پليد خود استفاده مي‌كنند از اين رو به همه مسئولان در هر رده‌اي هشدار جدي دارم كه بايد هوشيار باشيم.

* گروه‌ انحرافي نبايد موجب غفلت ما از فتنه 88 شود

مصلحي به فتنه سال 88 اشاره كرد و گفت: اين فتنه پيچيده بود و امروز نيز بايد توجه داشته باشيم كه تحت عنوان گروه انحرافي يا مباحثي از اين قبيل از فتنه غافل نشويم.

* گروه‌هايي هستند كه در فتنه و حتي امروز واضح حرف نزدند

وي تاكيد کرد: بايد حواس خود را جمع كنيم گروه‌هايي كه در فتنه 88 دوپهلو و سه‎پهلو حرف مي زدند، امروز نيز واضح حرف نمي زنند. درباره فتنه 88 هنوز هم مقام معظم رهبري در فرمايش‌هاي مختلف به نوعي به اهميت آن اشاره مي‌كنند.

* پيوند اصلاح‌‌طلبان آمريكايي با منافقين در فتنه 88

وزير اطلاعات تصريح كرد: ديديم اصلاح‌طلبان آمريكايي كه در فتنه 88 فرار كرده بودند، امروز چگونه خود را نشان دادند و چگونه منافقين كه در هر مرحله‌اي متناسب با آن زمان عمل مي‌‌كنند، كنار آنها لانه كرده‌اند.

وي ادامه داد: در تجمع هايي كه در كشورهاي اروپايي برگزار مي شود به عنوان مثال "فاطمه حقيقت‏جو " كه نماينده مجلس ششم بود، كنار آنها قرار داشت و نفاق چگونه از آنها استفاده كرد.

* وقتي در جايگاه مسئول قرار مي‌گيريم نبايد اصول را فراموش كنيم

مصلحي در ادامه خاطرنشان كرد: بر همين اساس هوشياري و مراقبت از نكات مهم و قابل توجه است و وقتي در مسئوليت و جايگاه هاي مديريتي قرار مي گيريم نبايد اصول را فراموش كنيم. اين ملت عزيزترين هاي خود را پاي نظام گذاشته و تحريم ها و تحمل سختي هاي اقتصادي و معيشتي و تحريم ها براي او هيچ است و مردم ما اين را نشان داده اند.

وي تاكيد كرد: امروز اگر ملت ايران در منطقه به عنوان بهترين كشور در ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي قرار دارد براي اين است كه به علت تحريم ها روي پاي خود ايستاده است و از ظرفيت ها، استعدادها و توان خود استفاده مي‌كند.

وزير اطلاعات گفت: امروز سرخوردگي سنگين استكبار اين است كه هر اقدامي عليه ملت ما انجام داد و هرروز قطعنامه اي صادر كرد اما نتيجه نگرفت و به جايي نرسيد.

* با تدبير رهبري، انقلاب به‏خوبي پيش مي‌رود

وي گفت: با تدبير و رهبري مقام ولايت، انقلاب اسلامي، نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و مسئولان اين نظام توانسته اند به خوبي مسئوليت ها و وظايف خود را پيش ببرند.

وزير اطلاعات افزود: البته همه اينها براي اين است كه فرداي قيامت شرمنده شهدا نشويم چون شهدا جان خود را در راه اين انقلاب گذاشتند و امروز نيز جامعه ما مديريت و ضعف هاي مديريتي ما را جبران مي كنند.

* اينترنت چمداني بحث جديدي نيست؛ بيشتر جنگ رواني است

به گزارش فارس، مصلحي در حاشيه اين همايش در جمع خبرنگاران درباره مباحث سايبري گفت: اين اقدام اخير كه با عنوان اينترنت چمداني مطرح كردند بحث جديدي نيست يعني با بررسي هايي كه انجام داديم و نوع مقابله اي كه با تهديدات سايبري آمريكايي ها و اروپايي ها انجام مي دهيم در واقع بيشتر بخش عمده اي از جنگ رواني است.

وي تاكيد كرد كه اين موضوع با روش هايي كه استكبار طراحي كرده است تا بتواند از طريق جنگ نرم به نتيجه برسد تنها يك تغيير روش است و ما نيز راه مقابله با آن را داريم.

نوشته شده توسط امير حسين در پنجشنبه دوم تیر 1390
لينك مطلب

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.

الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.

سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.

الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.

عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.

وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.

أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.

صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.

أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.

اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا  الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.

هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.

اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.

عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.

وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.

نوشته شده توسط امير حسين در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388
لينك مطلب

خطبه بدون الف از حضرت علی علیه السلام
حمدت من عظمت منته وسبغت نعمه؛وسبغت غضبه رحمه؛وتمت

کلمه؛ونفذت مشیئته وبلغت قضیته حمدته حمد مقر لربوبیته؛متخضع

لعبودیته؛متنصل من خطیئته؛متفرد بتوحیده؛مومل منه مغفرة تنجیه؛یوم یشغل

عن فصیله وبنیه ونستعینه ونستر شده ونستهدیه و نومن به ونتوکل

علیه؛وشهدت له شهود مخلص موقن؛وفردته تفرید مؤمن متیقن؛و وحدته

توحید عبد مذعن لیس له شریک فی ملکه؛ولم یکن له ولی 21فی صنعه؛جل

عن مشیرو وزیر؛وعن عون و معین؛ونصیر ونظیر علم فستر؛وبطن فخبر

وملک فقهر؛وعصی فغفر؛وحکم فعدل؛لم یزل ولن یزول(لیس کمثله شیء)و

هو بعد کل شیءرب متعزز بعزته؛متمکن بقوته؛ متقد س بعلوه؛متکبربسموه

لیس یدرکه بصر ولم یحط به نظر؛قوی منیع؛بصیر سمیع؛رؤوف رحیم .عجز

عن وصفه من یصفه؛وضل عن نعته من یعرفه؛قرب فبعد؛وبعد فقرب یجیب

دعوة من ید عوه و یرزقه و یحبوه ذو لطف خفی؛وبطش قوی ورحمة

موسعه؛وعقوبة موجعة؛رحمته جنة عریضة مونقة و عقوبته جحیم ممدودة

موبقةو شهدت بعث محمد رسوله؛ وعبده وصفیه؛ ونبیه ونجیبه وحبیبه وخلیله

بعثه فی خیر عصر؛وحین فترة وکفر؛رحمة لعبیده؛ومنة لمزیده ختم به

نبوته؛وشید به حجته وبلغ وکدح رؤوف بکل مؤمن؛رحیم سخی؛رضی ولی

زکی علیه رحمة وتسلیم؛وبرکة وتکریم؛من رب غفور رحیم؛قریب مجیب

وصیتکم معشر من حضرنی بوصیة ربکم؛وذکرتکم بسنة نبیکم فعلیکم برهنة

تسکن قلوبکم؛وخشیة تذری دموعکم وتقیة تنجیکم قبل یوم یبلیکم و یذهلکم

یوم یفوز فیه من ثقل وزن حسنته؛ وخف وزن سیئته ولتکن مسألتکم وتملقکم

مسألة ذل و خضوع؛وشکر وخشوع؛بتوبةونزوع وندم ورجوع ولیغتنم کل

مغتنم منکم صحته قبل سقمه وشیبته قبل هرمه وسعته قبل فقره؛و فرغته قبل

شغله؛وحضره قبل سفره؛قبل تکبر وتهرم وتسقم؛یمله طبیبه؛ویعرض عنه

حبیبه؛وینقطع عمره؛ویتغیر؛عقله؛./(ثم قیل):هو موعوک وجسمه منهوک ثم

جد فی نزع شدید؛وحضره کل قریب وبعید؛فشخص بصره وطمع نظره

ورشح جبینه وعطف عرینه وسکن حنینه وحزنته نفسه؛وبکته عرسه وحفر

رمسه ویتم منه ولده؛وتفرق منه عدده وقسم جمعه وذهب بصره

وسمعه؛ومددوجرد وعری وغسل؛ونشف وسجی وبسط له وهییءونشر علیه

کفنه؛وشد منه ذقنه وقمص وعمم؛وودع وسلم وحمل فوق سریر. وصلی علیه

بتکبیر ونقل من دور مزخرفةوقصور مشیدة؛وحجرمنجدة وجعل فی ضریح

ملحود وضیق مرصود بلبن منضود مسقف بجلمود وهیل علیه حفره؛وحثی

علیه مدره وتحقق حذره ونسی خبره؛ ورجع عنه ولیه وصفیه وندیمه

ونسیبه؛وتبدل به قرینه وحبیبه؛فهو حشو قبر،ورهین قفر یسعی بجسمه

دودقبره؛ویسیل صدیده من منخره؛یسحق تربه لحمه؛وینشف دمه؛ویرم عظمه؛

حتی یوم حشره؛فنشره من قبره حین ینفع فی صور یدعی بحشر ونشور فثم

بعثرت قبور وحصلت سریرة صدور وجیء بکل نبی وصدیق وشهید؛و توحد

للفصل قدیربعبده؛خبیر بصیر. فکم من زفرة تضنیه وحسرة تنضیه فی موقف

مهول مشهد جلیل؛بین یدی ملک عظیم؛وبکل صغیروکبیرعلیم فحینئذ یلجمه

عرقه ویحصره قلقه؛عبرته و صرخته غیر مسموعة؛وحجته غیر مقبولة

زلت جریدته ونشرت صحیفته نظرفی سوءعمله؛وشهدت علیه عینه بنظره

ویده ببطشه و رجله بخطوه؛وفرجه بلمسه؛ وجلده بمسه فسلسل جیده وغلت

یده وسیق فسحب وحده؛فورد جهنم بکرب وشده فظل یعذب فی جحیم ویسقی

شربة من حمیم تشوی وجهه وتسلخ جلده؛وتضربه زبینة بمقمع من حدید

ویعود جلده بعد نضجه کجلد جدید یستغیث فتعرض عنه خزنة جهنم یستصرخ

فیلبث حقبة یندم.نغوذ برب قدیر؛من شر کل مصیر ونسأله عفو من رضی

عنه؛ مغفرة من قبله؛فهو ولی مسألتی ومنجح طلبتی فمن زحزح عن تعذیب

ربه؛جعل فی جنته بقربه. وخلد فی قصور مشیدة؛وملک بحور عین وحفدة

وطیف علیه بکؤوس وسکن فی حظیره قدس وتقلب فی نعیم وسقی من تسنیم

من عین سلسبیل و مزج له بزنجبیل مختم بمسک وعبیر مستدیم للملک؛

مستشعر للسرور؛یشرب من خمور من روض مغدق لیس یصدع من شربه؛

ولیس ینزف هذه منزلة من خشی ربه وحذرنفسه معصیه؛وتلک عقوبة من

جحد مشیئته وسولت له نفسه معصیته؛ فهو قول فصل وحکم عدل؛وخبر

قصص قص ووعظ نص(تنزیل من حکیم حمید)نزل به روح قدس مبین علی

قلب نبی مهتد رشید صلت علیه رسل سفرة مکرمون بررة عذت برب

علیهم؛رحیم کریم؛من شر کل عدو لعین رجیم؛فلیتضرع متضرعکم؛ ولیبتهل

مبتهلکم؛ولیستغفر کل مربوب منکم؛لی ولکم؛وحسبی ربی وحده

 

نوشته شده توسط امير حسين در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388
لينك مطلب

بحث درباره موعود آخرالزمان مسأله‏اى است كه از دير باز مورد توجه انديشمندان و متفكران دينى بوده است. و هر كس بسته به ذوق و استعداد خود به گوشه يا گوشه‏هايى از زواياى مختلف آن توجه كرده است. در اين نوشتار به بررسى ديدگاه عالم ربانى و حكيم الهى محمد بن ابراهيم، صدرالدين شيرازى (معروف به صدرالمتألهين و ملاصدرا) مى‏پردازيم.

1. زمين هيچ‏گاه از حجت الهى خالى نيست ......


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امير حسين در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
لينك مطلب

شعر یک مرجع تقلید در استقبال از شعر قيصر شعر ایران
در پي ارسال نامه اي به محضر آيت الله صافي كه در بخشي از آن اشعاري از دكتر قيصر امين پور درج شده بود اين مرجع تقليد كه خود در سرودن اشعار تبحر دارد سال ها پيش از شعر امام زماني وي تجليل و آن را نشانه « شوق و شور و اشتياق به آستان حضرت صاحب الزمان » دانسته و به اقتباس و استقبال از شعر وي رفته اند.

متن نامه و شعر اين مرجع تقليد بدين شرح است :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امير حسين در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
لينك مطلب

داستان ازدواج پسر مقام معظم رهبری با دختر دکتر حداد عادل

آقای حداد عادل تعريف می کردند:« سال 77، خانمی به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود که: می خواهيم برای خواستگاری خدمت برسيم. خانم ما گفته بود دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبيرستان است و می خواهد ادامه تحصيل دهد. ايشان دوباره پرسيده بودند که اگر امکان دارد ما بياييم دختر خانم را ببينيم تا بعد. اما خانم ما قبول نکرده بودند.

بعد خانم ما از ايشان پرسيده بودند که اصلا شما خودتان را معرفی کنيد. و ايشان هم گفته بودند: من خانم مقام معظم رهبری هستم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امير حسين در پنجشنبه دهم بهمن 1387
لينك مطلب

اولادقباد بهترین تفریحگاه ویکی از زیباترین مناطق لرستان است

اولاد قباد در شماي غربي شهرستان كوهدشت قرار دارد ، با وجود نزديك بودن به مناطق زيبا وديدني فراواني كه دارد در استان لرستان مخصوصا شهرستان كوهدشت آنرا به گوشه اي از بهشت توصيف مي كنند آب رودخانه سيمره در غرب آن وكوه سربه فلك کشيده ي شيرز و منطقه زيبا وفرحبخش كاكيزه وسرزمين زيبا ودوست داشتني هميان وغارهاي ديدني وآثار باستاني آن از قدمت تاريخي اين منطقه ي ارزشمند كوهدشت حكايت ميكند كه متاسفانه به علت عدم توجه متوليان امر بدون استفاده مانده است درصورتيكه اگر امكانات اوليه ي گردشگري براي آن ايجاد شود مي توان به جرئت گفت يكي از پر بيننده ترين مناطق كشور از نظر جذب توريست وگردشگر خواهد بود گوشه اي از اين سرزمين زيبا وديدني را به تصوير كشيده شده است كه اميدواريم مورد توجه قرار گيرد.

این عکس ها گوشه ای از منطقه زیبای کاکیزه  اولادقباد است....

/


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امير حسين در پنجشنبه سوم بهمن 1387
لينك مطلب

بيا كه خانه دل بي تو سخت ويران است
ببين كه جاي تو اين غم نخوانده مهمان است
از آن زمان كه تو رفتي بهار دل پژمرد
كنون تمام وجودم فقط زمستان است
به احترام تو غم را ز دل نخواهم راند
كه غم نشانه دل بستگي به خوبان است
تو را طلوع بهاران ز ديدگان پيداست
مرا غروب خزان در نگاه پنهان است
تو اي ترانه اميد در خزان حيات
بمان كه باغ دلم بي تو برگ ريزان است
به ميهماي خورشيد مي روم اينك
كه جان خسته من بسته به عزيزان است

او خواهد امد ...........


مهدوی باشید و سبز

نوشته شده توسط امير حسين در جمعه بیست و هفتم دی 1387


  • درباره وبلاگ
  • نقل قول از TAKP30
  • پیوندها
  • نویسنده
  • لوگوی سایت

  • " dir="ltr" size="20">

  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin

  • کدهای شما


  • Design By TAKP30
  • طراحي قالب با


    POWERED BY
    BLOGFA.COM

    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2005-2006 © by mapel.blogfa.com